ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

5

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) روز جنگ بدر به كلاه خودش پر شتر مرغ زده بود ، همچنين واقدى مىگويد : در جنگ بنى قينقاع حمزه پرچم رسول خدا ( ص ) را به دوش مىكشيد و در آن هنگام هنوز حمل رايت معمول نبود . حمزه كه رحمت خدا بر او باد ، روز جنگ احد كه سى و دو ماه از هجرت گذشته بود شهيد شد و به هنگام شهادت پنجاه و نه سال داشت و چهار سال از پيامبر ( ص ) بزرگتر بود . حمزه مردى ميانه بالا بود ، او را وحشى پسر حرب كشت و شكمش را دريد و جگرش را بيرون كشيد و براى هند دختر عتبة بن ربيعه آورد و هند جگر حمزه را در دهان نهاد و جويد و سپس بيرون انداخت و آمد حمزه را مثله كرد و از تمام اندام او براى خود پاره و خلخال و بازو بند درست كرد و آنها و جگر حمزه را به مكه آورد . حمزه را در بردى كه بر تن داشت كفن كردند و چون سرش را با آن مىپوشاندند پاهايش برهنه مىماند و اگر پاهايش را مىپوشاندند ، سرش برهنه مىماند . پيامبر ( ص ) فرمود سر و صورتش را با آن بپوشانند و روى پاهايش بوته‌هاى سپنج ريختند . وكيع بن جراح از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * حمزه را در پارچه‌اى كفن كردند . واقدى از عمر بن عثمان جحشى ، از قول پدرانش نقل مىكند كه مىگفته‌اند * حمزه و عبد الله بن جحش را در يك گور دفن كردند و حمزه دايى عبد الله بن جحش بوده است . واقدى مىگويد : ابو بكر و عمر و على ( ع ) و زبير براى دفن حمزه وارد گورش شدند و پيامبر ( ص ) بر لبه گور نشسته بود و رسول خدا فرمود : فرشتگان را ديدم كه حمزه را غسل مىدادند كه او در آن روز جنب بود . حمزه نخستين شهيد احد بود كه رسول خدا بر او نماز گزارد و چهار تكبير فرمود و سپس ديگر شهيدان را يكى يكى مىآوردند و كنار او مىنهادند و رسول خدا بر آن شهيد و حمزه نماز مىگزارد ، آن چنان كه هفتاد بار بر او نماز گزارد . پيامبر ( ص ) شنيد كه بنى عبد الاشهل بر كشتگان خود گريه مىكنند ، فرمود : حمزه گريه كنندگانى ندارد . چون سعد بن معاذ اين سخن را شنيد زنان بنى عبد الاشهل را جمع كرد و در خانهء رسول خدا آورد و آنان بر حمزه گريستند كه چون رسول خدا بانگ گريهء ايشان را شنيد براى آنان دعا فرمود و دستور داد بازگشتند و از آن زمان تاكنون هر زنى از انصار كه بخواهد بر مرده‌اى گريه كند نخست بر حمزه مىگريد .